تبليغاتX
ایلیا
ایلیا
روزانه های کامبیز بنان
لباس عید
خم شده بود روی سازکهنش و داشت یه آهنگ قدیمی میزد که یه چیزی آروم تو هوا چرخید و نشست جلوش رو زمین.نگاهی کرد و از خودش پرسید:چند تا از این اسکناسا باید باشه تا بتونم برای پسرم لباس عید بخرم؟
2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 14:33  توسط کامبيز بنان  |